۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

چه خبر ؟؟؟

در این اوضاع بد خبری که هر دم از این باغ بری می رسد و یک روز زندانیان س ی ا س ی اعتصاب غذا می کنند و یک روز خانواده هایشان را به صُلابه می کشند و یک روز وزیر وسط جلسه خلع می شود و یک روز بوی گند فساد مالی آقای معاون اول زمین و زمان را پر می کند و یک روز محمد از ملیت ایرانی بر می گردد و ابراهیم ایرانی می شود. (+) و یک روز کمیته بررسی آلودگی هوای تهران که این روزها به مرحله اخطار و هشدار و بحران رسیده است  به خواب اصحاب کهف می رود ودر نهایت یک روز انفجار اقتصادی در مملکت رخ می دهد و یارانه ها هدفمند پدر مردم را در می آورند و قیمت ها هدفمند رو به آسمان می روند و خبر و خبر و خبر و....
چون ما یک رئیس هایی داریم با پیشینه ی ادبی و فرهنگی بسیار بالا که شدیدا معتقد به ضرب المثل بی خبری ، خوش خبری است  می باشند و در راستای این اعتقادشان تا توانسته اند جوهر قرمز وارد این مملکت کرده اند و خط قرمز کشیده اند دور هر چیز آشکار و نهان .
روزنامه ها به ناچار برمی خورند به وانفسای بی خبری و تا خبر کم می آورند برای داغ شدن تیتر ، پیله می کنند به زلزله ی تهران .
خدا حفظ کند این خطر زلزله تهران را که از زلزله ی هائیتی بدتر است (+) برای مردم تهران واز نسیم دریا بی خطرتراست برای مطبوعات دست و پا بسته ی این روزها.

۴ نظر:

صادق صادقی گفت...

سلام
من تازگی ها خیلی از نظر کاری گرفتار شده‌ام و فکر می کنم چند ماهی اوضاعم همینطور باشد. وبلاگ شما را همیشه می خوانم و لذت می برم البته از شرکت نمی توانم نظر بگذارم و علتش را م نمیدانم. خواستم بگویم که اگر نظری نبود مفهومش این است که دسترسی نداشتم. ضمنا یک پیشنهاد دارم که خواهش می کنم رعایت کنید: برای نظر دادن حتما و حتما و حتما از گزینه تایید استفاده کنید!!!
بگذارید درج نظرات فقط و فقط و فقط پس از خواندن شما مقدور باشد.
شاد و موفق باشید.

صادق صادقی گفت...

دوباره سلام
این شعر بالای وبلاگتان را الآن دیدم.
خواهش می کنم راوی ادبیات شکست نباشید!
راستی شعر سیمین را یادتان هست؟ همان که می گفت: اگر که پیرم ولی هنوز...

سین دخت گفت...

می خوام گرم بشم رفیق
خسته ام از اینهمه سرما ...

سین دخت گفت...

می خوام گرم بشم رفیق
خسته ام از اینهمه سرما ...